الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )

20

رسائل شيخ انصارى ( فارسى )

از هيچ‌يك از جهات و نواحى فوق نيست در نتيجه اين احتمال ندامت از ناحيه تعمد كذب است كه آن‌هم در خبر عادل وجود ندارد لكن در خبر فاسق وجود دارد و لذا در برخورد با خبر فاسق بايد با تأنّى و احتياط حركت نمود . * حاصل اين تفصيل و تعليل چيست ؟ هم از تفصيل آيهء شريفه ميان فاسق و عادل ، هم از تعليل آيه براى عدم حجيت خبر فاسق ، به اين نتيجه مىرسيم كه تنها تفاوت و فرق در احتمال تعمد كذب و عدم آن است . پس : آيهء نبأ ساير نگرانىها را رفع نمىكند و بايد از اصل استفاده مىشود . * با توجّه به دو قرينهء مذكور و مطالبى كه گذشت مقصود اصلى و مراد نهايى در آيهء شريفهء نبأ چيست ؟ اين است كه بيان شود : اگر فرد عادلى براى شما خبرى آورد چون در زمان اخبار ، ملكهء عدالت و دورى از معاصى در او وجود دارد به احتمال تعمّد كذب در او اعتنا نكنيد و خبر او را حمل بر دروغ ننماييد . بنابراين : خبر واحدى كه به وسيله عادل نقل مىگردد حجت مىشود و بيش از اين معنا از آيه مذكور استفاده نمىشود . لذا : در اجماع منقول كه ناقل آن ( رأى و نظر معصوم ( ع ) را حدس مىزند نه اينكه خودش آن را بىواسطه يا باواسطه شنيده باشد ) وقتى مىگويد : ( اجمعت الاصحاب على حكم كذا ) نتيجهء حدس من اين است كه : امام ( ع ) نيز با آنها موافق است ، نمىتوان آيه نبأ را دليل بر صحت حدس ناقل و عدم خطاء در آن گرفت ، چرا كه آيهء مذكور تنها خبر مبتنى بر حس عادل را حجت مىداند نه خبر مبتنى بر حدس وى را . * شاهد شيخ بر مدّعاى فوق چيست ؟ نفس صفت فسق و عدالت در مقام اخبار از امر محسوس است كه معيار قرار مىگيرد و گفته مىشود : در فاسق به مناط فسقى كه در او هست احتمال تعمد كذبش وجود دارد و لذا خبرش قابل اعتنا نيست لكن در عادل به ملاك عدالتى كه در او وجود دارد اين احتمال تعمّد كذب منتفى است و لذا